تسلیت باد

امروز روز پر کشیدنِ مردی است که در سالیان دراز

غم عظیم عاشورا را لابه لای بغض های مناجات

به آسمان هدیه کرده است



سخنان آتشين امام سجاد (عليه السلام ) با كوفيان

رسالت بيدارگرانه امام سجاد (عليه السلام ) چندان دير آغاز نشد. با فاصله اى كوتاه از واقعه کربلا، على رغم همه دردهاى درونى و رنجهاى جسمى ، امام بر سكوى رهبرى ايستاد. از لابلاى توده هاى غم و درد، قد برافراشت و چنان با سخنان برنده اش ‍ فضاى تيره اتهام ها و تبليغات مسموم امويان را شكافت كه كورترين چشم ها، درخشش حقيقت را ديدند و سنگترين دل ها، لرزيدند و بر مظلوميت حيسن و خاندانش گريستند و بر آينده خويش بيمناك شدند!کاروان

امام على بن الحسين (عليه السلام ) در مدت اقامت خويش در كوفه ، دو بار به احتجاج برخاست ؛ يك بار روى سخنش با مردم پيمان شكن كوفه بود، و بار ديگر در «دارالاماره» و در برابر عبيدالله بن زياد.

هان ، اى مردم ، اى كوفيان ! شما را به خدا سوگند، آيا به ياد داريد نامه هايى را كه براى پدرم نوشتيد! نامه هاى سراسر خدعه و نيرنگتان را! در نامه هايتان با او عهد و پيمان بستيد و با او بيعت كرديد! ولى او را كشتيد، به جنگ كشانديد و تنهايش گذاشتيد!


امام حسین و چرایى انتخاب کوفه

امام حسین و چرایى انتخاب کوفه

رویداد کربلا را مى‏توان از جهات گوناگون بررسى کرد. از مسائل جالب در این رویداد، بررسى نیروهاى شرکت کننده در این واقعه مهم تاریخى است. دقت در شرح حال افرادى که در جبهه حق قرار گرفته، با باطل جنگیدند و جزئى نگرى در ترکیب یاران امام حسین(ع) نکات آموزنده زیادى را به ما نشان مى‏دهد. نقش خواص و نیز مسئله ریزش و رویش نیروهاى مؤمن هم درس آموز و سودمند است. رویداد کربلا صحنه آزمایشى بزرگ براى شخصیت‏هاى جهان اسلام و مردمان آن دوره بوده است. این حادثه هم‏چنین نشانه بى توجهى عده‏اى از عالمان مسلمان به سرنوشت جامعه اسلامى است و از آگاه شدن آنان، پس از ریخته شدن خون حسین(ع) حکایت دارد. این واقعه نمایانگر آن است که برخى ورشکستگان سیاسى دوران خلافت على(ع) چگونه از فرزندان وى انتقام گرفتند. نیروهاى خائن گذشته به نیروى جانى و قاتل تبدیل شدند. این رویداد نشان مى‏دهد که افرادى از مسئولان حکومت على(ع)، مانند زحر بن قیس، با قدرت‏هاى حاکم همسو شده و هویت فطرى و دینى آنان به کلى مسخ گردید، تا آنجاکه حاضر شدند، بهترین خلق زمان خویش را از دم تیغ بگذرانند و با تغییر موضع سیاسى در برابر اندیشه امام على(ع) و اهل بیت قرار گیرند و نه تنها او را تخطئه کنند که فرزندش را به مسلخ ببرند.
از سوى دیگر...
ادامه نوشته

روزدانش آموز

در حالي که انقلاب اسلامي مردم ايران به رهبري امام خميني به روزهاي سرنوشت سازي نزديک مي‌شد همه اقشار مردم ايران از زن و مرد و پير و جوان، سعي در ايفا نمودن نقش تاريخي خود و عمل به تکليف الهي داشتند. در اين ميان دانش‌آموزان و نوجوانان شور و حال ديگري داشتند.




صبح روز 13 آبان 1357، دانش‌آموزان در حالي که مدارس را تعطيل کرده بودند، به سمت دانشگاه تهران حرکت کردند تا صداي اعتراض خود را به گوش همگان برسانند. اين جوانان پر شور و خداجو، گروه گروه، داخل دانشگاه شدند و به همراه دانشجويان و گروه‌هاي ديگري از مردم در زمين چمن دانشگاه اجتماع کردند. ساعت يازده صبح، مأموران،‌ ابتدا چند گلوله گاز اشک‌آور در ميان اين جمعيت خروشان پرتاب کردند؛ اما، اجتماع کنندگان در حاليکه به سختي نفس مي‌کشيدند، صداي خود را رساتر کرده و با فرياد الله‌اکبر، لرزه بر اندام مأموران مسلح شاه افکندند. در اين هنگام تيراندازي آغاز شد و جوانان و نوجوانان بي‌گناه، يکي پس از ديگري، در خون خود غلتيدند. در اين روز، 56 تن شهيد و صدها نفر مجروح شدند. حضرت امام در پيامي به همين مناسبت فرمودند: «... عزيزان من صبور باشيد، که پيروزي نهايي نزديک است و خدا با صابران است ... ايران امروز جايگاه آزادگان است... من از اين راه دور، چشم اميد به شما دوخته‌ام ... صداي آزاديخواهي و استقلال طلبي شما را به گوش جهانيان مي‌رسانم». به خاطر گراميداشت ياد و خاطره شهيدان دانش‌آموز، اين روز در تاريخ انقلاب اسلامي به نام روز دانش‌آموز نامگذاري شده است
.http://www.irdc.ir/fa/calendar/59/default.aspx

چکیده عشق...

بسیج عطری است آسمانی که از جوانه‏های تراوش می‏شود و پایگاهی است برای

مُشت‏های گره شده.بسیج حنجره‏ای است سوزان بر ای سرودن حماسه‏های سترگ و

خورشیدی است تابناک برای شب‏های سرد و تاریک و وحشت‏زا.بسیج سپاهی است مسلّح

به ایمان و مجهّز به عشق و ریسمانی است برای بالا رفتن از شانه‏های خیس آسمان.

بسیج لشگر حسین مظلوم است در روز عاشورا و رگبار اللّه‏ اکبر و فریاد تکبیرها.

بسیج میعادگاهی است برای کبوتران سرخ دلی که دل‏هایشان برای پرواز در اوج می‏تپد و

بسیجی همان کبوتر سرخ دل است.

بسیجی چکیده عشق است و نماد غیرت. سمبل تعصب است و پاسدار مکتب.

بسیجیان، سرو قامتانی هستند که سرو در توصیف عظمتشان خمید و دریادلانی که دریا برای

تفهیم وسعتشان خشکید. پروانه صفتانی که شمع از سوز و جمالشان آب شد، غیرتمندانی

که کوه از هیبت غیرتشان فرو ریخت و طلایه‏دارانی که حق در سیمایشان متجلّی است.

چه خالصانه جان در کف می‏نهند و چه عاشقانه زندگی را در طبق اخلاص.

مگر جز این است که همه رنگ‏ها، در حضور سبز و عشق سرخ و رویِ سفید و نگاه آبی

بسیجی خود را می‏بازد و همه فریادها از هیبت نام بسیج، در گلو خشک می‏شوند؟!

مگر جز این است که: «سر مردان حق‏گو پیش غیر و آشنا بالاست».

بسیج! همه مظلومان ایران با نام تو آشنایند و همه مردم این مرز و بوم وام‏دار تواند.

تو دریای خروشانی از قدرتی، بخروش که پناه مستضعفانی و امید محرومان!

تو پایه‏های استوار سرزمین پهناورمان هستی، برپا باش که تو تکیه‏گاه شانه‏های خسته

مظلومانی!

تو همان «بسیجیده رزم با ترجمانِ» فردوسی و «نبرد آزمای ایران سپاهِ» نظامی هستی و ما

همه تلاش‏هایت را در راه عمران، آبادی، امنیت و آزادی کشور اسلامی‏مان به قدمت هزاران

بهار، ارج می‏نهیم، که این همه شکوه و عظمت و این همه مردانگی و غیرت را چگونه ببینیم

و چگونه پاس نداریم، ای بسیجی سلحشور!

تو سینه‏ای وسیع‏تر از اقیانوس داری. شانه‏های سترگت تابِ تحمّل تمامِ مظلومیت‏های تاریخ و

محرومیت‏هایِ مظلومانه را دارد. در صنوبرِ قلبت هر لحظه جوانه‏های ایمان می‏شکفد و در

تاریخِ توفان‏خیز سرزمینمان هر لحظه شکوه شان حماسه می‏آفریند. تو فاتحِ دروازه‏های

حقیقت و فاطر کاخ‏های خیالی هستی.

و هرگز فراموش نمی‏کنیم که چگونه با دست توانا و پای پویای تو به اوج رسیدیم.

و هرگز فراموش نمی‏کنیم ایستادن بدون سپرت را در برابر دنیای دونِ استکبار.

ما و همه مظلومانِ میهن همیشه یاور توایم ای پایمرد صحنه‏های ستُرگ، ای بسیجی!